سرزمین پارس و گنج پارسی
آموزش علایم و جوغن ، قبور گبر ، کارشناسی سنگ نگاره ها ، گنج ، زیرخاکی و عتیقه
مطالب اخیر
منوی کاربری





نظرسنجی
چه مطالبی مورد پسند شماست؟
مطالب مربوط به کارشناسی جوغنها و دفینه
مطالب علمی پیرامون آریاییان و آیین باستان
انتقال تجربیات کاوشگران در دفینه یابی

+ مشاهده نتایج




مدیران سایت

تبلیغات

قابل توجه دوستان و میهمانان

کاربران گرامی ، استفاده از دستگاه فلزیاب بدون مجوز ، جرم تلقی میشود . این سایت ماهیت آموزشی داشته و فقط مشاوره برای حفظ و عدم تخریب آثار باستانی ، ارایه می دهد . برای دریافت کارشناسی تصویر ، از طریق انجمن اقدام کنید .

آخرین ارسال های تالار گفتمان


ایرانیان در زنگبار

زنگبار یکی از شهرهای بندری بود که تاجران اروپایی و ایرانی ، در آنجا در رفت و آمد بودند . در زمان آل بویه ، در حدود هزارسال پیش ، شیراز پایتخت ایران بود و آل بویه نیز بر ایران حکومت می کرد .

والی شیراز در دوره آل بویه ، دارای وجهه و شان بسیار بالایی بوده است زیرا وی فرماندار ایالتی بوده است که پادشاه و دولت وی در آنجا قرار داشته است .

یکی از این فرمانداران به نام علی ابن سلطان حسین شیرازی ، به زنگبار رفته و آنجا را از نزدیک دیده بود و به ارزش ژئو پلتیکی آن منطقه به خوبی واقف بود . وی پس از آنکه از فرمانداری ایالت شیراز ، برکنار شد ( به گفته برخی کارشناسان ، وی کهولت سن را بهانه ای برای استعفای خود قرار داده بود ) به همراه هفت پسر خود و هفتصد همراه ، سوار بر کشتی های خود شده و در زنگبار لنگر انداختند . 

ایشان در زنگبار که منطقه ای بسیار مهم از نظر تجاری بود ساکن شدند و از آنجا که علی ابن حسین فردی بسیار زیرک و توانا بود به راحتی توانست با سران قبایل بومی و طایفه های محلی ارتباط خوبی برقرار کند . نسلی که بعد از ایشان ، در زنگبار به وجود آمد با نام شیرازی ها شناخته می شد .

بعد از علی ابن حسین ، فرزندانش نیز به خوبی توانستند در منطقه زنگبار ، تجارت نموده و پایه های ارزشی ایرانی را در زنگبار ، برقرار سازند . این نفوذ تا آنجا پیش رفت که شیرازی های مهاجر ، قدرت را نیز در دست گرفتند و سلسله ای با نام شیرازی ها دایر کردند . شیرازی ها علاوه بر در دست گرفتن قدرت منطقه ای ، در فرهنگ آنان نیز تاثیر به سزایی گذاشتند حتی زبان سواحیلی که به کار گرفته می شد زبانی بود که 50 الی 60 درصد آن شیرازی بود .

سلسله شیرازی ها تا اوایل قرن شانزدهم در این منطقه حکومت می کرد و زنگبار تغییر نژادی و زبانی و فرهنگی محسوسی را تجربه کرد . تا اینکه در بین سران شیرازی ها اختلاف در گرفت . به صورت همزمان واسکودوگاما که یک کاشف و دریانورد پرتغالی بود وارد دریاهای آفریقا شد . در این دوره ، فضیل ابن سلیمان پادشاه زنگبار بود . واسکودوگاما در موزامبیک مستقر شد و به تحقیق درباره زنگبار پرداخت . پس از آنکه فهمید شیرازی ها بر منطقه حکمرانی می کنند و در حال حاضر هم اختلافاتی در بین خود دارند به سمت زنگبار با کشتی های جنگی حرکت کرد . او در شهر کیلوا لنگر انداخت و بدون جنگ سخت ، سلطان فضیل ابن سلیمان را خراج گزار پرتقال کرد . قرار بر پرداخت سالیانه مبلغ 1000 لیره به وی شد . کم کم نفوذ ایرانیان از بین می رفت که زیرکی ایشان دوباره کارگشا شد . با حرکت های ضد استعماری و جلب حمایت بومیان منطقه ای حزب آفروشیرازی را بنا نهادند . 

این حزب در براندازی استعمار و استقلال زنگبار بسیار تاثیر گذار بود . 

در حال حاضر هم زبان منطقه ای زنگبار ، زبان سواحیلی است که در 20 الی 30 درصد لغات آن فارسی است و شیرازی ها ، حزب سیاسی بسیار مهمی در منطقه دارند که در تحولات و تصمیم گیری ها ، تاثیر گذار است . به طوری که به بومیان منطقه ، آفریقاییان با لهجه شیرازی ، اطلاق می شود .

طایفه شیرازی هم اینک نیز در زنگبار ، دارای اهمیت زیادی از لحاظ اقتصادی و سیاسی و فرهنگی است .

ایرانی این چنین است . هر کجا هم که باشد ایرانی است و دیگران را تابع خویش می کند

 

 



لینک ثابت

موضوع : مطالب و مقالات علمی مرتبط / مقالات علمی




واحد های اندازه گیری در ایران باستان 

پر کاربرد ترین واحد های اندازه گیری در ایران باستان عبارت بودند از :

علت اینکه چند نام دارد این است که در ادوار مختلف و با زبان های مختلف به کار رفته است و علت تخمین نیز آنست که این مقیاسها ، بر مبنای طول دست و یا گامهای افراد بوده که در افراد مختلف با اندامهای متفاوت از هم ، متغیر بوده است . ولی به طور کلی تفاوت یک یا دو سانتی دارند نه بیشتر .

 

یک ذرع و یا یک گز : 104 تا 110 سانتی متر که هر 2 ذراع یا ارج برابر بوده با یک ذرع

یک ارش یا ارج و یا ذراع : 52 الی 55 سانتی متر که هر 2 ذراع برابر بوده با یک گز . قابل توجه آنکه اکثر سازه های سنگی هخامنشیان ، با این مقیاس است .

یک چارک : برابر با یک چهارم گز که 26 سانتی متر می شده ( حدودا ) است ولی کاربرد چارک در تمامی اوزان و طول ها ، به عنوان یک چهارم به کار می رفته است به عنوان مثال یک چارک جریب یا یک چارک من تبریز

یک گره : برابر با 5/5 الی 5/6 سانتی متر 

یک بهر : برابر بوده است با نیم گره ، معادل 2/7 الی 2/8 سانتی متر 

یک وجب : که نیاز به توضیح نیست این مقیاس به صورت عرفی بوده و مقیاسی رسمی نبوده است

یک بند : یک بند انگشت 

یک واحد طول که اخیرا باستان شناسان کشف نموده اند و هنوز نامی برای آن نیافته اند نیز وجود داشته که 3 میلی متر کنونی بوده و می توان گفت که یک دهم بهر ، معادل دو میلیمتر و هشت دهم میلیمتر ، مهمترین و کاربردی ترین مقیاس اندازه گیری در ایران باستان بوده است . 

یک فرسخ : معادل 6000 ذرع بوده است 

چند مقیاس هم برای اندازه گیری سطوح وجود داشته که آنرا نیز بدین ترتیب شرح خواهیم داد :

یک جریب : ( این واحد سطح از آرامیان به ساسانیان وارد شد و بعد از حمله و غصب ایران توسط اعراب بادیه نشین ، وارد فرهنگ اعراب شد ) هر جریب برابر است با زمینی به طول 60 ذزاع و عرض 60 ذراع ، که می شده 3600 ذراع . از آنجا که هر ذراع 55 سانتی متر بوده حدودا می شده 33 متر در 33 متر .  

با این حساب می توان گفت هر یک جریب برابر است با زمینی به مساحت تقریبی 1000 متر مربع ولی در برخی اسناد تا 1100 متر نیز لحاظ می شده است 

یک قصبه : هر یک قصبه ، زمینی به مساحت یکصد متر مربع را شامل می شده است یعنی هر جریب برابر بوده است با 10 قصبه .

مهمترین این واحدها در طول ، گز و ارش بوده و در سطح نیز واحد پر کاربرد آن ، جریب بوده است .

واحدهای دیگری نیز به کار می رفته مانند قفیز و کیل و عشیر و ...... که به محتوای مباحث دفینه یابان مرتبط نیست به همین دلیل از ذکر آن خودداری شده است

نمادهایی که بر مقابر موجود است معمولا با ضریب 100 برابر و یا 10 برابر رمز گشایی می شوند . برای مثال مسیر کاوش تندیس برخی از شتر های یک ذرعی را ، یکصد ذرع رمز گشایی میکنند . یا برخی از جوغن های یک گره ای را ده گره ، رمز گشایی می کنند . بنا بر این بهتر است که این مقیاسها را کاوشگران بدانند . 

 

 



لینک ثابت

موضوع : مطالب و مقالات علمی مرتبط / مقالات علمی




بزرگان ساسانی چه کسانی بودند ؟

همانطور که در مطالب قبل عنوان شد هفت خاندان ، از بین طوایف موجود ، به سلسله هخامنشی نزدیک تر بودند و کارهای حکومتی زمان خود را انجام می دادند .

بعد از هخامنشیان ، حکومت سلوکیان برای مدتی بر ایران حکومت کرد که همان گماشتگان اسکندر مقدونی بودند . ولی این حکومت دوام چندانی نداشت و اشکانیان به کمک همین هفت خاندان بر سلوکیه غلبه کردند . این هفت خاندان ، در بین دیگر طوایف ، ارج و قرب بیشتری داشتند و امتیازات خیلی بیشتری نسبت به مابقی داشتند .  به ایشان هفت خاندان ممتاز می گفتند . حال از بین همین هفت خاندان نیز ، سه خاندان یا خانواده ، از دیگران برتری نسبی داشتند که عبارت بودند از خاندان کارن و خاندان سورن و خاندان اسپهبد یا اسپهباذ . هر سه این طوایف لقب پهلو داشتند که به معنی پارت می بود .

ساسانیان نیز همین روش را دنبال کردند . در زمان ساسانیان ، واسپوهران که همان روسای قبایل هفت گانه بودند بسیار مقتدر و دارای امتیازات ویژه ای بودند . البته همین طوایف در زمان جنگ ها ، رشادتهای بسیاری از خود نشان می دادند که نشان می دهد به حق دارای امتیاز بودند . در تاریخ باستان ، نام کارن و مهران و سورن و اسفندیار بسیار شنیده ایم . ایشان از همین طوایف بودند .

حال هفت خاندان ساسانی که بودند و در کجا مستقر بودند ؟

خاندان سلطنتی که همان خاندان پارس بودند .

خاندان اسپهبد پهلو یا اسپهباذ پهلو  که در گرگان مستقر بودند . 

خاندان کارن پهلو که در نهاوند مستقر بودند و بخشی از گارد حکومتی بودند .

خاندان سورن پهلو که ایشان در سیستان کنونی استقرار داشتند و ایشان نیز در گارد حکومتی دخیل بودند .

خاندان زیک که در آذربایجان مستقر بودند و مراقب مرزهای شمال غربی بودند .

خاندان مهران نیز در ری کنونی مستقر بودند .

خاندان اسپندیاز ( اسفندیار ) نیز به مانند مهران در ایالت کمیش بودند سمنان و البرز 

روسای این قبایل ، با نام واسپوهران شناخته می شدند و در تصمیم گیری های بزرگ ، شامل جنگ و صلح و غیره ، مشاور پادشاه بودند .

سرکرده های این قبایل ، با تشریفات ویژه و با نمادهای سلطنتی به خاک سپرده میشدند . دلیل وجود مقابر ، با هدایای زیاد نیز همین امر است . ایشان از آنجا که تحت حمایت کامل پادشاه بودند ، تقریبا تمامی نمادهای پادشاهان را ( به غیر از چند نماد سلطنتی )  بر قبور خود دارند .



لینک ثابت

موضوع : مطالب و مقالات علمی مرتبط / مقالات علمی




صفحات سایت :
1